تأثیر تدریس پژوهشمحور در یادگیری
پژوهش
«تحقيق و پژوهش از نظر روششناسي عبارت است از كاربرد روشهاي علمي در پاسخگويي به سؤال. تحقيق و پژوهش در تعليموتربيت عبارتاست از كاربرد روشهاي علمي در مطالعة مسائل آموزشي ـ تربيتي. پژوهش در تعليموتربيت، علاوه برجنبة شناخت و تبيين، بر پژوهشهاي بنيادين و كاربردي نيز تأكيد دارد» (دلاور، ص44).
تأثير پژوهش بر معلمان
الف. پژوهش ماية رشد شخصيت، رشد اجتماعي و در نهايت رشد شناختي است
الف ـ 1ـ رشد شخصيت: «در برگيرندة درك فرد از خود و تغييراتي است كه در هيجانها و اخلاقيات او رخ ميدهد» (سيف، ص68).
الف ـ 2ـ رشد اجتماعي: «تغييراتي است كه در روابط فرد با ديگران صورت ميپذيرد» (همان، ص68).
الف ـ3ـ رشد شناختي: «به تغييرات حاصل در انديشه و شناخت فرد در طول زندگياش گفته ميشود» (همان، ص 68).
پژوهش سبب ارتقاي معلم در تمامي جنبههاي رشد، از جمله رشد شناختي ميشود رشد شناختي از مؤثرترين عواملي است كه ميتواند در ايجاد تعامل سازنده ميان معلم و دانشآموز نقش ايفا كند. معلم اگر شناخت مناسبي از دانشآموز، سن و موقعيت او داشته باشد و اين حقيقت را دريابد كه نحوة انديشيدن و تفكر دانشآموزان با بزرگسالان متفاوت است، ايجاد فرصتهاي يادگيري را براي فراگيران با طمأنينه و حوصلة بيشتري ادامه خواهد داد». كودكان و نوجوانان بيشتر به فرصتهاي يادگيري از طريق تجربة مستقيم نياز دارند تا آموزش رسمي. پس بهتر است معلم تا حد امكان از آموزش رسمي بكاهد و تا آنجا كه ممكن است در ايجاد فرصتهاي يادگيري و تدارك ديدن مواد آموزشي اقدام كند» (همان، ص 61).
ب. دانش و باور معلمان بر عملشان مؤثر است
«دانش و باورهاي افراد بر اعمال و رفتارشان تأثير ميگذارد. معلمان نيز در تصميمهايشان در ارتباط با آموزش و برخورد با دانشآموزان خود از دانش و باورهايشان پيروي ميكنند. پژوهشگران، از جمله «كالدرهد 1996»، «فتسكو» و «مكلكور 2005»، نشان دادهاند كه باورهاي معلمان در ماهيت يادگيري دانشآموزانشان و اينكه چگونه ياد ميگيرند و نيز دربارة خودشان (بهعنوان معلم) و بر تصميمات آموزشي آنان، تأثيرگذار است» (همان، ص 61).
نتيجه آنكه وقتي در فرد باوري بهدنبال شناخت و دانش ايجاد شود، گرايش بهسوي عمل را در برخواهد داشت و اين عمل خود به خود پژوهش و تحقيق را در پيخواهد شد و اين فرايند همچنان تكرار ميشود.
ج. معلم پژوهنده شرايط انديشيدن را ايجاد ميكند
شيوة تدريس در مدارس امروز بهگونهاي است كه در آن انبوهي از اطلاعات و دادهها، بعضاً تكراري و بيمحتوا بر ذهن و زبان فراگيران هجوم ميآورد بهطوري كه فرصت انديشيدن و تفكر را از دانشآموزان سلب ميكند و تنها آنها را به تكرارهاي بيهدف وا ميدارد كه نتيجهاي جز ملال و خستگي بهدنبال ندارد. مواد لازم براي انديشه و تفكر، دادههاي دقيق علمي است اما اين شرايط به تنهايي كافي نيست بلكه حضور مربي خلاق و پژوهنده ضروري است تا شرايط انديشيدن را فراهم آورد. «در ضمن، انديشيدن هدف نهايي نيست بلكه شاگردان بايد يا انديشيدن به شناخت صحيح دست يابند و اين شناخت علمي صحيح آنان را به يك باور تثبيت شده برساند. براساس باور تثبيت شده است كه گردش بهسوي عمل تحقق مييابد و در نهايت به انجام عمل منجر ميشود» (شعباني،ص78). براين اساس، چرخهاي خود به خودي در ذات فرد ايجاد ميشود كه از درون او را به سمت پژوهش و تحقيق سوق ميدهد.
تأثير تدريس پژوهشمحور بر يادگيري
الف. فراگيران بهطور فعال درگير مسائل آموزشي ميشوند.
ب. در تدريس پژوهشمحور يادگيرندگان به دريافت اطلاعات خام از سوي مربي راضي نميشوند بلكه با دادهها و مسائل به چالش ميپردازند و انديشة خود را تقويت ميكنند تا خود به خود به نتيجه برسند و راهي نو بگشايند.
ج. مشاركت فراگيران در امر تدريس و در فعاليت يادگيري به نحو چشمگيري افزايش مييابد و تعامل دانشآموزان با يكديگر در سطح بالايي قرار ميگيرد.
د. «دانشآموزان در سطوح بالاي شناختي، يعني تحليل، ارزشيابي و آفرينندگي به فعاليت ميپردازند» (سيف، ص535).
هـ . در تدريس پژوهشمحور سطح تفكر و مهارت در انديشيدن در باور دانشآموزان خود به خود ارتقا مييابد.
منبع:http://weblog.roshdmag.ir/adabiyatfarsi/articles/4980.aspx